ابراهيم اصلاح عربانى
161
كتاب گيلان ( فارسى )
خود در خيابان دار الحكومه جمع و از آنجا به طرف تهران حركت كردند . مردم در اين خيابان ازدحام كرده دعا مىخواندند و اسپند مىسوزاندند و يفرم به زحمت توانست خود را از ميان جمعيت خارج سازد . » « 101 » گرچه دكتر آقايان از شاهدان عينى واقعه بوده ولى به علت تناقضى كه در گفتار او وجود دارد و نيز با توجه به يادداشتهاى سايرين از جمله خود يپرم بايد يقين داشت كه يپرم در آن زمان براى تهيه اسلحه و ترتيب امور به رشت عزيمت كرده بود . يپرم در يادداشتهاى خصوصى خود مىنويسد : « در تاريخ چهارده ژوئن هفتصد نفر مجاهد به سوى تهران شروع به پيشروى نمودند و در ينگىامام اردو زده منتظر ورود من بودند . در هجده ژوئن به قزوين مراجعت كردم و از آنجا شتابان به سوى ينگى امام رهسپار شدم . » « 102 » گروههاى مجاهدين و رؤساى اردو در ينگىامام گرد آمدند . سپهدار نيز به آنان پيوست . در ينگىامام كميسيون جنگ تصميم گرفت گروه كوچكى را به عنوان پيشقراول به كرج اعزام دارد و اردو كه مركب از يك هزار مرد مسلح بود ساعتى بعد حركت كند . همچنين در جلسهاى كه با حضور كليه رؤسا و فرماندهان به رياست سپهدار تشكيل گرديد تصميم گرفته شد چهار گروه صد نفرى هرگروه به فرماندهى يكى از رؤسا به سوى كرج رفته قواى دولت را مورد حمله قرار دهند بدينترتيب : گروه يپرم از حاشيه كوه ، گروه ديوسالار همراه توپخانه از جاده شوسه ، گروه اسد اللّه خان و حاجى ميرپنج از راه ميانبر تا زير كرج يكديگر را همراهى كرده ، گروه اسد اللّه خان در آنجا مستقر گردد و گروه حاجى ميرپنج از رودخانه عبور كرده جاده تهران را به تصرف درآورد . تصميم مهم ديگرى در اين جلسه اتخاذ شد بدينقرار كه در صورت تصرف كرج اردوى مجاهدين از آنجا تجاوز ننمايد و منتظر تصميمات جلسه بعدى رؤسا باشد . صورت جلسه مزبور تنظيم شده به امضاى حاضرين رسيد و سپس تسليم سپهدار گرديد . بدينترتيب گروههاى مجاهد عازم حصارك شدند . وقتى مجاهدين به حصارك رسيدند خبر رسيد كه پيشقراولان گروه يپرم در نزديكى كرج با قزاقان درگير شدهاند . يپرم همراه گروههائى از مجاهدين ، خود را به ميدان نبرد رسانيدند . قزاقها پس از سه چهار ساعت زدوخورد شديد چهار كشته به جاى گذاشته فرار كردند . به دستور محمد على شاه از مدتى قبل گروهى قزاق به فرماندهى يك افسر روس با تجهيزات كافى به كرج اعزام شده بودند . قزاقان براى جلوگيرى از پيشرفت مجاهدين گيلان كوههاى مشرف بر كرج و جاده را اشغال كرده و سنگرهاى متعددى ايجاد نموده بودند . چند توپ كوهستانى نيز از جانب آنها در ارتفاعات مشرف بر جاده تهران - قزوين و نيز پل كرج قرار داده شده بود . بدينترتيب عبور مجاهدان از كرج مشكل به نظر مىرسيد زيرا هنگام عبور از جاده با تيراندازى قزاقانى كه در ارتفاعات مستقر بودند مواجه مىشدند . فرماندهان گروههاى مختلف مجاهدين ، كه از تاكتيك قواى دولت اطلاع يافته بودند بيم داشتند كه در زير باران گلولههاى توپ و تفنگ دشمن نتوانند افراد خود را از پل كرج عبور دهند . اما تصرف كرج به يك روايت با سهولت انجام شد و نيروى مجاهدين بدون برخورد با مقاومت قابل توجهى بر كرج مسلط گرديد . يپرم خود در اين مورد مىنويسد : قزاقها بدون تيراندازى سنگرهاى مستحكم درهء كرج را تخليه كرده به سوى شاهآباد عقبنشينى نمودند . « 103 » امّا بر طبق روايات ديگر از جمله روايت دكتر ملكزاده مؤلف تاريخ مشروطيت ايران و برخى ديگر از مورخان فتح كرج به آسانى انجامپذير نگرديد . خلاصهء ماجرا در نوشتهها و يادداشتهاى مزبور چنين است : يپرم كه پيشاپيش اردو حركت مىكرد وقتى به كرج نزديك شد از وضع استقرار نيروهاى دولتى آگاهى كامل حاصل كرد و متوجه گرديد كه برخورد با اين نيروها از روبرو جز به خطر افكندن جان افراد نتيجهاى نخواهد بخشيد بدينجهت ابتدا در سمت غرب رودخانه كه به پل منتهى مىشد مستقر شد سپس به يك گروه كوچك شانزدهنفرى مأموريت داد كه مخفيانه كوه را دور زده خود را از پشت به قله برسانند و هنگامىكه در بالاى سر قزاقان قرار گرفتند با نارنجك و بمب دستى سنگرهاى دشمن را مورد حمله قرار دهند . به همراهان خود نيز فرمان داد با تيراندازيهاى پراكنده توجه دشمن را به خود معطوف سازند تا دشمن از صعود مجاهدان به قله كوه غافل بماند . مؤلف تاريخ مشروطيت ايران داستان جنگ كرج و چگونگى صعود مجاهدان را به قله كوه از قول عمو رحيم فرمانده اين گروه چنين نقل مىكند : « آب رودخانه آن روز خيلى زياد بود و نزديك بود چند نفر از ما را آب ببرد با تلاش بسيار از رودخانه در حالىكه تا كمر ما را آب گرفته بود تفنگها را بالا سر نگاهداشته و توبره بمب را روى سر گذارده از رودخانه عبور كرديم و در پناه يك سختى كوه كه ما را از نظر دشمن مىپوشانيد به طرف قله صعود كرديم و پس از دو ساعت راهپيمائى در قلههاى سخت بالاى سر قشون دشمن را گرفتيم و براى علامت ، بيرق قرمز را به اهتزاز درآورديم ؛ يفرم كه دوربين در دست منتظر علامت ما بود همينكه متوجه شد ما بالاى سر دشمن را گرفتهايم با دو توپ ماكسيم كه در اختيار داشت سنگرهاى دشمن را زير آتش گرفت و مجاهدين هم از پشت سنگرها و بام عمارات به تيراندازى پرداختند . همينكه صداى توپ اردوى مجاهدين بلند شد ما هم با بمبهاى دستى به طرف سنگرهاى قشون دولتى حمله برديم و سنگرها را يكى بعد از ديگرى بمباران كرديم . جنگ سختى درگرفت كه بيش از دو ساعت به طول انجاميد و چون دشمن خود را از بالا و پائين ميان آتش توپ و بمب يافت و مقاومت و پايدارى را بىنتيجه پنداشت با دادن تلفات سنگين سنگرها را يكى بعد از ديگرى تخليه نموده و راه فرار پيش گرفتند . خوشبختانه قشون دولتى پل كرج را به كلى خراب نكرده بودند و قشون ملى توانست از روى پل گذشته و قشون فرارى دشمن را تعقيب كند به طورىكه منتصر الدوله نقل ميكرد تلفات قشون ملى در آن جنگ سنگين بود . » « 104 »
--> ( 101 ) . يپرم خان سردار ، اسماعيل رائين ، انتشارات جاويدان ، چاپ دوم ، تهران 1355 ، صفحه 165 . ( 102 ) . يپرم خان ( يادداشتهاى خصوصى يپرم ) ، انتشارات بابك ، تهران 1356 ، صفحه 41 . ( 103 ) . همان كتاب ، صفحه 41 . ( 104 ) . تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، دكتر مهدى ملكزاده ، انتشارات ابن سينا ، جلد ششم ، صفحه 13 و 14 .